فصل چهل و پنجم
آموزش و پرورش
(نيمهٴ دوم سدهٴ سيزدهم)
الف. قلمرو مسيحيت
پيدايش دانشگاههاي تازه
در نيمهٴ دوم سدهٴ سيزدهم، دانشگاههاي انگشتشماري به وجود آمد، كه هيچكدام در ايتاليا و فرانسه نبود.
اسپانيا
والادوليد1 (بَلَد الوليد) ـ دانشگاه والادوليد دست كم به نيمهٴ سدهٴ سيزدهم، مربوط ميشود، و در آخر سدهٴ سيزدهم، در واقع به صورت يك مدرسهٴ عالي درآمده بود؛ ولي در 1346، بود كه كلمنت ششم (پاپ از 1342 تا 1352)، آن را رسماً مورد تأييد قرار داد. موضوع اين است كه پيش از 1346، از نظر قواعد به صورت يك مدرسهٴ عالي درآمده بود، ولي نه از نظر مصوبات كليسا.
اشبيليه2 ـ در اواسط سدهٴ سيزدهم، دومينيكيان لزوم ايجاد سازماني را براي مطالعات عربي به منظور فعاليتهاي تبليغي پذيرفتند. در 1265، چنين مدارسي در تونس و مرسيه وجود داشت. ممكن است چنين مدرسهاي هستهٴ اصلي دانشگاه اشبيليه بوده باشد. مسلماً يك مدرسهٴ عالي براي تحصيل زبان لاتيني و عربي در اشبيليه ايجاد شده بود؛ آلفونسوي فرزانه در 1254، و الكساندر چهارم (پاپ از 1254 تا 1261) در 1260، براي آن منشوري صادر كردند؛ دربارهٴ فعاليتهاي اين دانشگاه چيزي نميدانيم.